دوشنبه 26 اسفند1387
تاسوكي با من بگو ، آيا كه من زنداني ام
من كه ماندم باختم ، آيا كه من قرباني ام
به چه زيبا و لطيف است وعده گاه عاشقان
كي شود دعوت شوم ، در لحظة مهما ني ام
ضربهاي اشك ياران روي غربت هاي خاك
از همان قومم كه در صحرا ولي باراني ام
آه ياران شهيدم خاك غربت بر سرم
نيستم لايق ، اسير يك دل شيطاني ام
كي بدستت مي رسد اين نامه هاي بي نشان
تاسوكي با من بگو ، آيا مرا مي خواني ام
نوشته شده توسط مهدی در ساعت | لینک
|

